محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1029
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
بياض ميرزا محمد نقى حكيم باشى كه مجربات خود را به خط خود در آنجا املا نمودهاند نموده شد سنون فليقون صنعت آن بورهء ارمنى شنجار شب يمانى مر صافى اقاقيا از هريك هفت درم كوفته و بيخته بسركهء خمر سرشته قرص سازند و در بعض كتب قلمى داخل كردهاند سنون كه قويتر و سريعالاثرتر از آنست صنعت آن نمك سوخته صدف سوخته زراوند مدحرج بيخ نى سوخته جو سوخته سفال چينى اجزا مساوى كوفته و بيخته سنون نمايند [ سنون نافع جهت زردى رنگ اسنان ] سنونى كه هرگاه زردى رنك اسنان و يا رنكهاى ديكر آن بسيار قوى باشد و در جوهر دندانها نفوذ كرده باشد نافع است صنعت آن زنكار را صلايه كرده بر دندانها بمالند و اكر قويتر خواهند مسحوقونيا اضافه نمايند سنون منقول از ايلاقى كه به جهت رفع سياهى دندانها مجرب است صنعت آن قنبيل ده درم فلفل سياه چهار درم حماما سه درم ساذج هندى عفص محرق از هريك دو درم كوفته و بيخته سنون سازند سنون كه بجهة كندن دندان نايب مناب كلبن است و كار آن مىكند منقول از كافى صنعت آن عاقرقرحا پوست حنظل پوست بيخ كبر حلتيت زرنيخ زرد پوست چوب توت شبرم مازريون اجزا مساوى مجموع سائيده را سه روز در سركه بخيسانند و حلتيت را با نصف آن مقل ازرق اول در سركه حل نموده ادويه را بان بسرشند و در وقت استعمال احتياط نمايند كه بدندان صحيح نرسد بلكه دندان مجاور دردناك را بخمير و موم غلاف كنند سنون كه ناصور لثه را باصلاح اورد صنعت آن زرنيخ بيخ سوسن عاقرقرحا از هريك يك درم شب يمانى كلنار فارسى مازوى سبز سماق از هريك دو درم كوفته و بيخته سنون نمايند سنون ديكر كه اكله و ناصور بيخ دندان را نافع باشد و خون رفتن بازدارد صنعت آن مر صافى نوشادر زرنيخ سرخ بيخ عاقرقرحا مساوى كوفته و بيخته سنون نمايند سنون ديكر به جهت اكله اين دوا بهترين ادويه اكله است صنعت آن برك سداب خشك دو درم سماق آهك آبنديده زرنيخ از هريك يك درم جمله را سوده در سركه تند بخيسانند و در كوزهء نو كرده در كل كيرند و سرش را محكم بندند و در آتش نهند تا سرخ كردد و اخلاط در وى پخته شود پس براورند مقدار دانكى تا دو دانك از آن بر اكله بپاشند دوباره حاجت نشود سنون كه اكله و سبزى دندان را زايل كند صنعت آن به ورق زرنيخ احمر كبريت از هريك يك جزو جوكوب نموده در پارچهء بسته پارچه بنفط سفيد تر كرده بسوزانند پس بسايند پس بدندان متاكل و سبز شده بمالند سنون النكهة دهان را خشبو كند صنعت آن ساذج هندى ورد احمر عود هندى خام مر صافى پوست اترج اجزا نرم سائيده بيخته بدندان بمالند و بعد از آن مضمضه نمايند بخل عنصل و اكر اول مضمضه نمايند و بعد از آن سنون كنند بهتر است سنون كه فالج و امدن خون از لثه را نافع است و بوى دهان را نيكو كرداند صنعت آن خزف چينى زبد البحر ملح اندرانى قلى مسحوقونيا از هريك سه درم سنبل الطيب عود هندى محرق اصل السّوس محرق شعير محرق سعد حب الاس كزمازج شب يمانى محرّق مصفى در سركه كل سرخ از هريك دو درم عاقرقرحا چهار درم اجزا كوفته و بيخته سنون نمايند و كاهى زياده كرده مىشود براى محرورين بر اين صندل سفيد و فوفل و قليلى كافور و زياده كرده مىشود براى مرطوبين قرنفل و كبابه و جوزبوا سنون نافع جهت لثهء داميه و تحريك اسنان صنعت آن زبد البحر شب يمانى اقاقيا كلنار فارسى سماق منقى مازوى سبز پوست انار نمك اندرانى اجزا كوفته و بيخته سنون نمايند و بعد از آن مضمضه كنند بكلابى كه در آن سماق خيسانيده باشند [ سنون سورنجان ] سنون سورنجان در سورنجان مذكور مىشود بيان ادويه كه دندان اطفال را باسانى بروياند صنعت آن روغن مسكه و شحوم حيوانات و امخاخ مانند مغز سر كاو و ساق آن و مغز سر خركوش پخته برنك آن بمالند و نيز ماليدن شير سك مفيد است و هرگاه در اثناى روئيدن درد و وجع بسيار كند عصارهء برك عنب الثعلب يا روغن كل ممزوج كرده نيم كرم انكشت را بدان الوده كرده بملايمت بر فك آن بمالند و چون دندان بروز كند سر و كردن و بناكوش و فك آن را بموم روغن چرب نمايند و اكر قطرهء از روغنهاى مناسب در كوش آن چكانند بسيار نيكو است و طفل را از مضغ و خائيدن اشيا بازدارند كه آن را بتحليل مىبرد باب السّين مع الواو [ سواك و سورنجان ] [ سواك ] فصل در ذكر نسخ سواك و سورنجان [ سواك النّساء منقول از منهاج الدكان ] سواك النّساء منقول از منهاج الدكان فرج را تنك و كرم كرداند و نشف رطوبات آن نمايد صنعت آن راسن هال كه هيلبوا است قرنفل كباش جوز الطيب دارفلفل اقاقيا صغار رامك البلح ادويه كوفته و بيخته مانند سرمه وزن كرده بعد تغسيل و تنظيف و خوشبو كردن با كلابى كه قرنفل و عود در آن خيسانيده و مشك در آن حل نموده باشند استياك نمايند و نوشته كه اين سواك جليل القدر است سواك اخر نيز از منهاج الدكان قريب النفع بدان صنعت آن كرويا پوست نخود هر دو را نرم نمايند و سرمه بسايند و بدستور بعد تغسيل و تنظيف تطييب مكان بمالند سورنجان بدانكه سورنجان لغت يونانى است و بعضى سنون را به اين اسم مسمّى نمودهاند [ سورنجان مستحكم كننده لثه مسترخيه ] سورنجان مستحكم مىكند لثهء مسترخيه را استحكامى بسيار هرگاه سنون كرده شوربان و نافع است از براى ورم حلق و دردى كه عارض حلق شده باشد بسبب ورم هرگاه نفوخ كرده شود در حلق صنعت آن زردچوبه دوازده درم شب يمانى كلنار فارسى از هريك شش درم عفص پوست انار از هريك دو درم سماق سه درم كوفته و بيخته در شيشه نكاه دارند و بوقت حاجت به كار دارند سورنجان ديكر كه محمد بن زكريا رازى در فاخر از ابن فراقيون نقل كرده صنعت آن پوست انار سى درم كلنار فارسى مازوى سبز شب يمانى عاقرقرحا از هريك ده درم سماق منقى پانزده درم نمك هندى پنج درم كوفته و بيخته به سركه كه حب الاس در آن جوشانيده باشند سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نموده در وقت حاجت كوفته استعمال نمايند سورنجان ديكر اكلهء دهن و لثه را نافع است صنعت آن پوست انار ترش استخوان هليله زردچوبه پوست انار شيرين از هريك سى درم سماق پانزده درم نمك هندى نوشادر از هريك پنج درم كوفته و بيخته به سركه بسرشند و كلولها سازند و در سايه خشك كنند و در وقت حاجت ديكرباره بكوبند و استعمال نمايند سورنجان اكلهء دهن و لثه را نافع است صنعت آن پوست انار ترش و شيرين از هريك سى درم مازو كلنار شب يمانى كاغذ سوخته عاقرقرحا از هريك ده درم سماق پانزده درم نمك هندى نوشادر از هريك پنج درم كوفته و بيخته به سركه سرشته كلولها سازند و در سايه خشك كنند و در وقت احتياج ديكرباره بكوبند و استعمال نمايند سورنجان كه دندان متحرك را محكم كند صنعت آن مرمكى توتيا شب يمانى نشاسته كل سرخ سماق پوست انار ترش استخوان هليله سك كلنار مازو كزمازج مساوى كوفته و بيخته بر دندان فشارند سورنجان ديكر استرخا و ورم لثه را نافع است و دندان را از چرك پاك كند صنعت آن پوست انار ترش دو درم كلنار زردچوبه سماق شب يمانى مازو از هريك يك درم كوفته و بيخته استعمال نمايند [ سورنجان ] سورنجان بضمّ سين مهمله و سكون واو و كسر راى مهمله و سكون نون و فتح جيم و الف و نون بيخى است شبيه بسير صحرائى صنوبرى شكل باندك پهنى و پوست آن سفيد مايل بسرخى و بهترين آن آنست كه اندرون آن سفيد و شيرين طعم و بسيار رطوبت باشد و بدبو نباشد و خشك آن با اندك صلابت و قسم باطن سرخ آن از سمومات مهلك است بخناق و بركش قريب ببرك كراث و از آن قويتر و شاخش به قدر شبرى و كلش زرد و به فارسى شلبند نامند شبيه بزنبق كوچكى و سياه آن را كلش سرخ مىباشد و منبت آن كوهها در سيّم كرم و در دويّم خشك با رطوبت فضليّه و بعضى كمان بردهاند كه در سفيد آن حرارت معتدله است و قوتش تا سه سال باقى مىباشد مسهل اقسام بلغم از اعضاى بعيده و اقاصى بدن و با قوت قابضه و قاطع آن خصوصا از مفاصل و مفتح سدد و جاذب اخلاط لزجه از عمق بدن و رافع يرقان و سپرز و با صبر جهت عرق النّسا و نقرس مجرّب دانستهاند و با زنجبيل و فلفل بغايت مبهى و جهت مفاصل بسيار مفيد و ضماد آن با زعفران و تخم مرغ در تسكين